تبلیغات
مراعات نظیر - شعر مگسی را کشتم از مرحوم حسین پناهی


Admin Logo
themebox Logo

نویسنده :عیسی موسوی
تاریخ:یکشنبه 4 فروردین 1392-02:10 ب.ظ

شعر مگسی را کشتم از مرحوم حسین پناهی

شعر مگسی را کشتم از مرحوم حسین پناهی


مگسی را کشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدی ست ، بد است.

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است.

طفل معصوم به دور سر من می چرخید. به خیا لش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد گَندَم.

ای دو صد نور به قبرش بارد، مگس خوبی بود.

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد، مگسی را کشتم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


کیون
چهارشنبه 14 فروردین 1392 09:45 ب.ظ
روزی حسین پناهی به صحنه به رفت کارگردان وقتی دید کاپشنش بر تنش نیست پرسید: پناهی کاپشنت؟ پاسخ داد مردی را بین راه دیدم و کاپشن خود را به او دادم
کارگردان گفت تو که آن را خیلی دوست داشتی
پناهی پاسخ داد: من فقط آن کت را دوست داشتم ولی آن مرد هم آن را دوست داشت هم بهش احتیاج داشت
پاسخ عیسی موسوی :
سپاس از داستان جالب شما ! استفاده بردیم!
این خاطره ای بود که اکبر عبدی تعریف کرده بود!
بهادر پوردل
شنبه 10 فروردین 1392 10:13 ب.ظ
زیبا و دلنشین بود . شعر زیبا و جالبی است.
پاسخ عیسی موسوی : از حضورت ممنون!
دراجی
سه شنبه 6 فروردین 1392 02:38 ق.ظ
قشنگ بود.احتمالا شاعر از کشتن مگس عذاب وجدان گرفته بود
پاسخ عیسی موسوی : عذاب وجدان به اون صورت نه ولی بیشتر چون از فکر کردن به آن چیزی که در فکرش بود محرومش کرده کشته! البته بویی از عرفان درش هست وشاعر هیچ گونه طنزی نخواسته بگه: مخالف موجودات مزاحم هنگام فکر کردن به معشوق خود است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.